رهبر معظم انقلاب که خطیب نماز جمعه تاریخی سال 1363 بود، در حال ایراد خطبهها بودند که انفجار صورت گرفت. ابتدا جمعیت حاضر تصور کردند که تروریستهای منافق، آیت ا... خامنه ای را هدف قرار دادهاند. با این حال موج و حرارت انفجار به جایگاه نماز رسید. صدای انفجار بسیار مهیب بود و تمام فضای دانشگاه و خیابانهای اطراف را فراگرفت. خطیب نماز مکان سخنرانی را ترک نکرد. این تصمیم باعث شد نمازگزاران با شور عجیب صدای بلند «ا... اکبر» سر دهند. مجری بلافاصله پشت تریبون قرار گرفت و سه بار این جمله تاریخی را اعلام کرد: «لطفا توجه کنید! رییس محترم جمهوری اسلامی ایران، هماکنون به خطبههای عالمانه خود ادامه میدهند.» این سخن آرامش را به نمازگزاران برگرداند.
این در حالی بود که در این حمله تروریستی ۱۴ تن از نمازگزاران به شهادت رسیدند و 88 تن مجروح شدند. این حمله تروریستی که توسط تشکیلات منافقین و با پشتیبانی مستقیم صدام صورت گرفت با حرکتی که نمازگذاران و خطیب جمعه نشان داد، نتوانست اهداف تبلیغاتی و جنگ روانی طراحان آن را تأمین کند.
در سالروز این رویداد تاریخی با سرکار خانم طیبه احمدپور خواهر گرامی شهید علی احمدپور فیروزآبادی به گفت و گو نشستیم.
سرکار خانم احمدپور آخرین روزهای سال برای ما یادآور شهادت عزیزانی است که با وجود تهدیدات نظامی صدام در نماز حاضر شدند و تسلیم رعب و ارعاب دشمنان نشدند. از این جهت حضور عزیزانی مثل برادر گرامی شما در آن زمان به عنوان یک حرکت جهادی از سوی بزرگان انقلاب تعبیر شده است. شناخت شخصیت افرادی نظیر شهید احمدپور که با چشم باز و زیر سایه حمله جنگی دشمن به نماز ایستادند برای ما اهمیت ویژه دارد لذا ابتدا می خواهیم ما را با شخصیت و خصوصیات آن شهید آشنا کنید؟
علی آقا فردی منطقی و با ایمان بود. بیش از هر چیز، جدی بودن شخصیت او، من را تحت تأثیر قرار می داد .او به خاطر همین خصوصیاتش مورد علاقه شدید نه تنها پدر و مادر بلکه اعضای دیگر فامیل بود. خودش هم این محبت ها را بی پاسخ نمی گذاشت و رفتارش با بستگان بسیار محترمانه بود. با آنکه فردی جدی در تصمیم گیری ها بود اما این جدی بودن به این معنا نبود که دافعه شدید داشته باشد یا حاضر به حشر و نشر با دوستان و خویشاوندان نشود.
از نظر مذهبی که پرسیدید، فکر کنم نیاز به توضیح نباشد فردی که در آن وضعیت و علیرغم این که می داند خطر مرگ در کمین او است در نماز حاضر می شود مشخص است که چه اندازه اعتقادات محکمی دارد.
خانم احمدپور، علی آقا در زمان شهادتشان در چه سنی بودند؟
ایشان 35 سال داشت و تنها یادگاری که از او داریم دختر نازنینش هست.
از فعالیت های سیاسی و اجتماعی اش در آن دوره بگویید؟
اغلب نیروهای جوان آن روز در مساجد و مراکز بسیج فعال بودند. علی آقا هم پای اصلی فعالیتهای بسیج بود. در قضیه تهدیدات آن روز صدام علیه نماز جمعه بخشی از فعالیتهای آنها را دیده شد که نیروهای مذهبی و جوان را برای تشکیل یک اجتماع بزرگ و باشکوه گردهم آوردند.
شما جزئیاتی از صحنه حضور آنها که هدف حمله تروریستی قرار گرفته بود را به خاطر دارید؟
آن موقع واقعاً نماز جمعه زیر بمباران ها و تهدیدهای صدام یک حرکت سیاسی بود. من در همین حد اطلاع داشتم که علی و دوستانش همیشه برای سازماندهی تظاهرات و اجتماعاتی که در واقع شور حماسی در میان مردم ایجاد می کرد و به رزمندگان بسیار روحیه می داد تلاش می کردند خودش هم در صف اول نماز جمعه بود و هیچ گاه آن را ترک نمی کرد
بعد از وقوع حمله تروریستی چه گذشت. واکنش آن روز که در ذهن شما مانده است چه بود؟
آن گونه که مدیران مراسم گفته اند، امام (ره) مستقیماً خطبه های نماز را از رادیو دنبال می کردند و در این واقعه نیز به شدت نگران سلامتی نمازگزاران و خطیب نماز بودند. امام این حادثه را یک جنایت فجیع خوانده اند.
ابعاد حادثه و قدرت بمبی که استفاده شده بود خیلی وحشتناک بوده است. شما تصاویر را هم نگاه کنید آثار نگرانی و نفرت از این واقعه در چهره ایشان پیدا است. با این حال ایشان با تمام قدرت به مردم امید دادند و افکار عمومی به این نتیجه رسید که این حمله نشانه نمایش قدرت نیست بلکه حمله به نمازگزاران در مسجد و محراب همه جای دنیا یک حرکت بزدلانه به حساب می آید.
مراحل قضایی و امنیتی پرونده چگونه طی شد. گویا عاملان حادثه بعد از مدتی دستگیر و مجازات شدند؟
بله مدتی از شهادت برادرم می گذشت که از سوی مراجع مسئول با ما تماس گرفتند و خبر بازداشت عاملان حادثه را دادند. یادم هست به اتفاق پدر و مادرم به محل بازداشت آنها که زندان بود رفتیم. صحنه آن روز عجیب بود و برای پدر و مادرم که به شدت متأثر از رفتن علی آقا بودند این صحنه فراموش نشدنی بود. اکثر خانواده شهدای نماز جمعه آمده بودند. در نهایت مسئولان قضایی حکم مجازات آنها را که اعدام بود با حضور خانواده های داغدیده به اجرا گذاشتند.
آیا تلاشی هم برای تعقیب حامیان و مشوقان این جنایت در صحنه بین المللی انجام دادید؟
نه از آنجا که عوامل منافقین بلافاصله بعد از حادثه دستگیر شدند و حکم مجازات آنها نیز اجرا شد، نیازی به پیگیری بین المللی ندیدیم در آن دوره با حمایت گسترده ای که کشورهای غربی از صدام می کردند، معلوم هم نبود که شکایت ما به جایی برسد.
خانم احمدپور اعضای خانواده و از جمله خود شما واقعاً بعد از وقوع حادثه چه احساس و واکنشی داشتید؟
علی آقا، خانواده ما را کم و بیش آماده چنین اتفاقاتی کرده بود. او در محراب عبادت شهید شد و با تصمیم آگاهانه در این صحنه حاضر شد از این جهت به ما هم حس غرور و افتخار دست می داد.
او آن طور که خودش دوست داشت و آرزو می کرد به سرای آخرت رفت. چون علی همیشه با دوستانش به دیدار خانواده شهدا می رفت. مثل بسیاری از جوانان حال و هوای جهاد و شهادت داشت. موقعی که شهیدی به شهر می آمد و او در تشییع جنازه شان حاضر می شد همیشه بعد از بازگشت به خانه می گفت: خوش به سعادت شان چه افتخاری نصیب شان شده.
برخی از دست اندرکاران گفته اند که برای زنده نگه داشتن این شهدای عزیز حرکت خاصی صورت نگرفته است. آنها حتی در این باره به ضعف رسانه های رسمی و تریبون ها اشاره می کنند. نظر شما چیست؟
واقعیت این است که در طول این سال ها من برنامه خاصی را درباره این اتفاق ندیده ام. برخی از شبکه ها در حد خبر کوتاه به همراه برخی از عکسهای شهدای نماز جمعه منعکس کرده اند.خود نماز جمعه هم به نظرم بشکل جدی در این باره وارد میدان نشده است و هر سال توجه خود را فقط به برپایی مراسم سالگرد حادثه یادی از شهدا معطوف می کند.
از حق نگذریم من را هم برای مراسم این هفته دعوت کرده اند اما بخاطر بیماری مادرم و پرستاری از ایشان نمی توانم شرکت کنم. اما در این فرصت می خواهم بخشی از حرفهای نگفته و یا خواسته زمین مانده این خانواده شهدا را بازگو کنم.
تک تک شهیدان و ایثارگران برای ما عزیز و ارجمند هستند اما تصورم این است در میان خیل شهدا، قدری نسبت به شهدای نماز جمعه کم لطفی شده است. از جمله حرکتهایی که می تواند نگاه بازماندگان و خانواده شهدا را در این باره تعدیل کند، آوردن نام شهدا در سطح شهر است به این معنا که ما تاکنون کوچه و خیابان بسیاری را به نام شهدا اختصاص دادیم اما هنوز به نام شهدای نماز جمعه هیج مکانی ثبت نشده .امثال من انتظار دارند به این خواسته که خیلی زیاد نیست توجه نشان دهند./حیات طیبه